خداحافظ رمضان....

آی اهل رمضان جا مگذارید مرا

بال من ریخته تنها مگذارید مرا

 

سر مجنون شدنم خار به پایم رفته

باز در کوچه ی لیلا مگذارید مرا

 

قطره ای هستم از رود عقب افتادم

در ره وصل به دریا مگذارید مرا

 

دست گیرید ز من دست نیندازیدم

پاک بازان به تماشا مگذارید مرا

 

بعد سی روز چو بخشوده نباشم چه کنم؟

باز شرمنده و رسوا مگذارید مرا

 

جان زهرا سند بخشش من را بدهید

این قدر در اگر و شاید و اما مگذارید مرا

 

چقدر دست گرفتی در این یکماهه

بعد از این هم به خودم وا مگذارید مرا

 

گر بنا هست عذابم بکنی حرفی نیست

کاش که در بر زهرا مگذارید مرا

 

قافله ی جان به سوی کرببلا راه افتاد

آی اهل رمضان جا مگذارید مرا

**

خواهرش گفت: حسینم ،علی اکبر ،عباس

بین نامحرم و اعدا مگذارید مرا

 

/ 0 نظر / 4 بازدید